السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
630
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ . « 1 » آيا خداوند [ براى نجات و دفاع از ] بندهاش كافى نيست ؟ ! وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ . « 2 » و هنگامى كه بندگانم از تو دربارهء من سؤال مىكنند ، [ بگو ] من به آنان نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا مىخوانند ، پاسخ مىگويم پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند تا راه يابند . [ و به مقصد برسند ] . ( 1 ) - پس انسان با داشتن چنين خدا و تكيه گاهى نبايد از انسانى همچو خويش شفاعت بخواهد و او را در ميان خود و خدايش واسطه قرار دهد زيرا كه اين عمل مسافت را زياد و راه دور را دور تر مىسازد و فاصلهاى در ميان خالق و مخلوق به وجود مىآورد و اين عمل اظهار حاجت به غير خداست ، در حالى كه فرد نيازمند دربارهء نيازمند ديگرى چه مىتواند كند و شخص گنهكار چه بهرهاى مىتواند ببرد از شفاعت كسى كه هيچ حكومت ، اختيار و سلطنتى از خود ندارد ؟ بلكه اختيار و زمام تمام امور در دست قدرت خداوند است و تمام شفاعتها براى خداست . سلطنت آسمانها و زمين از آن اوست . آرى ، شفاعت طلبيدن از ديگرى در صورتى كه خداوند اذن شفاعت كردن به وى نداده باشد ، جايز و روا نيست و اما اگر خداوند براى كسى اذن شفاعت بدهد ، طلب شفاعت از چنين فردى خضوع و اظهار نياز به درگاه خود پروردگار است و اين شفاعت خواستن اظهار بندگى و كوچكى در پيشگاه خود اوست . از آيات قرآن مجيد استفاده مىشود كه خداوند ، چنين رخصت و اجازهاى را به بعضى از بندگانش داده و آنها را دربارهء شفاعت نمودن مأذون فرموده است ، منتها اسم اين رخصتيافتگان را جز با عنوان كلى ، فاش نكرده و آنان را شخصا معرفى نفرموده است . خداوند اين حقيقت را در قرآن چنين آورده است : لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً . « 3 »
--> ( 1 ) زمر / 36 . ( 2 ) بقره / 186 . ( 3 ) مريم / 87 .